با سلام
برگردیم به حدودچهل تا پنجاه سال قبل که زنجیر زنی تازه در علیشیخ راه افتاده بود
همه زنجیر زنان پیراهن و دامن دراز و مشکی می پوشیدند و پشت پیراهن را بشکل مربع یا مسنطیل چاک می دادند تا زنجیر به قسمت لخت بدن بخورد و در دو دسته منظم و موازی حرکت میکردند و کسی حق نداشت اشتباه کند و همه باید هماهنگ و با ریتم نوحه می زدند .
خیلی ها نوحه می خواندند که معروفترین آنها حسین آقا سلطانزاده و حمداله خان علی نژاد بودند که البته حمداله خان چند سال بعد به جلفا رفت و حسین آقا تا چند سال پیش هم نوحه می گفت ولی الان خبر ندارم بعد ها دو سال هم یک نوحه خوان به نام مشهدی علی از خوی آوردند ولی حسین آقا در تمام سال ها نوحه خوان علیشیخ بود و مدتی هم من و دکتر عزت ایشان را کمک می کردیم . الان هم آقا جمشید و آقا حمزه و سایر جوان ها وار عرصه شده اند که خدا وند یار و یاور همه شان باد .
اما سر فصل بعضی نوحه هایی که ما در علیشیخ در تا سوعا و عاشورا می خواندیم به این صورت بود
سو یوخوم دی قیزلارینلان بولوسن خئجالتم من
منی خئیمیه آپارما بو مکان دا راحتم من
از زبان حضرت عباس
عاشورا :
سفره گئدنده شاه لار چوخ اولار جلالی قارداش
نه سنسن کیمین کی زولفون یولار اهل عیالی قارداش
از زبان حضرت زینب
آن موقع بغد از ظهر عاشورا به ممش خان می رفتیم ، هیج ماشینی هم نبود حتی تراکتور هم نبود و پیاده می رفتیم و شب هم پیاده بر می گشتیم و حتی چراغ هم نداشتیم
گل گولسیتانه زهرا خنداندی یا محمد
اوغلون حوسئن کول اوسته مئهماندی یا محمد
در موقع رفتن به ممش خان همه باهم بودیم ولی شب که می خواستیم برگردیم ، که اغلب هم تاریک بود مسابقه دو بود ده ها گروه می شدیم و پراکنده حرکت می کردیم یادم هست اغلب مشهدی حسین ( برادرم ) که خیلی سزیع راه میرفت و می دوید اول می شد وقتی او به مسجد علیشیخ می رسید ما تازه زور آباد ( زرآباد فعلی ) بودیم .
ودر خاتمه نوحه زیبای مرحوم عباسقلی یحیوی معروف به تاج الشعرای اردبیلی
آی باتدی صبح آچیلدی زینب نوایه گلدی
زهرا دئدی حسین وای عالم صدایه گلدی
چون ییخدیلار آتیندان سلطان تشنه کامی
دنیایه اولدی اعلان قتل الحسین پیامی
جناتیدن ائشیتدی پیغمبر گرامی
نعلین سیز عباسیز کرب و بلایه گلدی
پیمانه عالم اولدی چانانه وئردی چانین
شوق و شرافتیان طی ائتدی امتحانین
شمر دغا توکندی خاک منایه قانین
پوزدوتدی آسمانه حمد و ثنایه گلدی
خون خدا توکولدی گودال کربلایه
یئرلر تزلزل ائتدی رعشه دوشوب سمایه
کروبیان لاهوت آغلاشدی بو بلایه
یئل اسدی گون دوتولدی ظلمت فضایه گلدی
خون حسین بوغازدان جاری اولان زمانی
جبریل آپاردی عرشه بیر شیشه ده قانی
اول شیشه دن نمودار اولدی بلا نشانی
قوزاندی بوی ماتم اهل سمایه گلدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب فلاح